دنیای ریاضیات

آموزش ریاضی، تیزهوشان، المپیاد ریاضی ....... وبلاگ به روز است برای دیدن مطالب بیشتر روی خانه کلیک کنید

دنیای ریاضیات

آموزش ریاضی، تیزهوشان، المپیاد ریاضی ....... وبلاگ به روز است برای دیدن مطالب بیشتر روی خانه کلیک کنید

دنیای ریاضیات

مسعود عشقی
کارشناسی ارشد ریاضی
دبیر تیزهوشان و المپیاد
ashena14516@yahoo.com

0921-4925338

کلیه حقوق مادی و معنوی این وبلاگ متعلق به استاد عشقی است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع، ممنوع و حرام است.

نویسندگان

۹ مطلب در مهر ۱۳۹۲ ثبت شده است

۲۳مهر
عید سعید قربان بر همه مسلمین جهان مبارک باد


مسعود عشقی
۲۰مهر
فکر می‌کنم با اوضاع و احوال کنونی که هر محاسبه‌‌ای از هر قسم و هر نوع با زدن یک دکمه توسط نرم‌افزارهای متنوع انجام می‌شود صحبت از این‌که خواندن ریاضیات از ملزومات زندگی روزمره است کمی ساده‌انگارانه باشد‌‌. دیگر آن زمان که لازم بود بسیاری چیزها یاد بگیریم تا بتوانیم منحنی یک تابع را رسم کنیم گذشته است‌‌. امروزه این کار حتی از عهده‌‌‌‌ی ساده‌ترین ماشین‌حساب‌ها نیز بر‌می‌‌آید‌‌. دیگر آن روز‌‌ها که به بچه‌ها می‌گفتیم که حتی اگر وارد کار تجارت نیز بشوید باز برای رسیدگی به حساب و کتاب‌هایتان باید ریاضیات بدانید سپری شده است. تمام این کارها توسط نرم‌افزارهایی که به‌سادگی در دسترس همگان است انجام می‌شود.پس‌‌، راستی چرا ریاضیات می‌خوانیم؟ به نظر من این سؤال وقتی قابل بحث و بررسی است که نگاهی کمی کلی‌‌تر به برنامه‌ی آموزش عمومی داشته باشیم‌‌. از ریاضیات که بگذریم راستی، اصلاً چرا فیزیک یا شیمی یا ادبیات . . . می‌خوانیم؟ هدف آموزش عمومی چیست؟ شما در این مورد چه فکر می‌کنید؟ مقاله‌ای از:  دکتر کورش اسلامی
مسعود عشقی
۱۶مهر
از نقطه نظر ریاضی:
چه چیزی معادل 100% است؟
 100% به چه معنی است؟
 چگونه می توان به 100% دست یافت؟
و بالأخره 100% در زندگی چیست؟
به فرمول زیر توجه کنید! 
 اگر:          A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z 
 معادل اینها باشد
26  25  24  23  22  21  20  19  18  17  16  15  14  13  12  11  10  9  8  7  6  5  4  3  2  1

 پس (سخت کار کردن)
  H-A-R-D-W-O-R- K 
  ۹۸%= ۱۱+۱۸+۱۵+۲۳+۴+۱۸+۱+۸   

   و  (دانش)  
  K-N-O-W-L-E-D-G-E 
 96% = ۵+۷+۴+ ۵+۱۲+۲۳+۱۵+۱۴+۱۱   
 
 اما  (نگرش یا تفکر) 
 A-T-T-I-T-U-D-E  
  100%= ۵+۴+۲۱+۲۰+۹+۲۰+۲۰+۱      
 
    بنا براین با این نتایج ریاضی می توان گفت که:

شما با کار سخت و دانش به ۱۰۰ % نزدیک می شوید.

  اما با نگرش و تفکر می توانید به 100 % برسید.
مسعود عشقی
۱۵مهر
عدد 73939133 یک عدد اول عجیب است!

با هر بار حذف یک رقم از سمت راست این عدد یک عدد اول جدید به دست می آید.

 اعداد 7393913 ، 739391 ، 73939 ، 7393 ، 739 ، 73 و 7 همگی اعداد اولند.
مسعود عشقی
۱۰مهر
ایمانوئل کانت:
علم ریاضی درخشان ترین مثال برای این واقعیت است که چگونه استدلال محض دامنه تاثیر گذاریش را بدون کمک تجربه گسترش می دهد

فلیکس کلاین
 افلاطون گفت : خدا هندسه دان است ، ژاکوبی این جمله را چنین تغییر داد : خدا حساب دان است ، سپس کرونکر آمد و این سخن به یاد ماندنی را باب کرد : خدا عدد های طبیعی را آفرید ، ما بقی کار انسان است

هرمان مینکوفسکی
 عدد های صحیح سر چشمه کل ریاضیات هستند
 
خیام
ریاضیات، به پیشگامی سزاوارتر است

 ائوریدس
اعداد نیرومندند و چون با هنر همراه گردند، مقاومت ناپذیرند

جی.جی. سیلوستر
 هدف فیزیک نظری کشف قانون های جهان قابل فهم است ؛ هدف ریاضیات محض کشف قانون های فهم بشر

داوید هیلبرت
کسی که در جستجوی روش است بی آنکه مساله ای جدید در ذهن داشته باشد اغلب به نتیجه نمی رسد

پیر فرما
و شاید آیندگان از اینکه نشان داده ام قدیمی ها همه چیز را نمی دانستند ، سپاسگزار من باشند

آراگو
 اویلر خیلی راحت محاسبه می کرد، به همان راحتی که انسان نفس می کشد یا عقاب خود را در آسمان نگه می دارد

جان لاک
 اثبات ریاضی مانند الماس قاطع و شفاف است، و با چیزی جز استدلال دقیق نمی توان به آن رسید.

دمورگن
 نیروی محرکه ابداع ریاضی استدلال نیست، تخیل است

د.یا. سترویک
 باید به یاد داشته باشید که مفهوم های ریاضی نتیجه ای از کار ازاد ذهن نیستند بلکه انعکاسی از جهان واقعی و عینی دور وبر ما هستند که البته اغلب به صورت کاملا انتزاعی طرح می شود

آ.ن.کر یلاف
 مهندس باید از روشهای کلی ریاضیات که در حل مجموعه ای از مسئله ها به کار می رود استفاده کند . تنها در این صورت است که می تواند به پرسشهای تازه ای که در رشته تخصصی او وجود دارد پاسخ گوید

ب.فلدلیوم
 هر کشف تازه ای که در علوم طبیعی و صنعت رخ میدهد تنها از راه به کار بردن نتیجه گیری های جدید در عمل و یا زنده کردن نظریه های فراموش شده ریاضی است به این ترتیب نظریه های ریاضی از قبل راه پیشرفت علم وصنعت را پیش بینی می کنند
مسعود عشقی
۰۹مهر
مسعود عشقی
۰۶مهر
روزی سه نفر یک مهندس مکانیک ، یک ریاضی دان و یک مهندس رایانه سوار بر خودرو به پیک نیک می رفتند که خودرویشان در جایی خراب شد و متوقف شدند.
مهندس مکانیک گفت: «بهتر است بروم درب موتور را بزنم بالا و نگاهی به موتور بکنم شاید بتوانم کاری بکنم.»
ریاضی دان گفت: «حدود یک کیلومتر مانده به اینجا یک پمپ بنزین دیدم . بهتر است برگردیم به همان نقطه و دوباره این مسیر را بیابیم تا ببینیم علت خرابی ماشین چه بوده است!»
و مهندس رایانه گفت: «احتیاج به این کارها نیست. بهتر است همگی پیاده شویم و دوباره سوار شویم و درها را باز و بسته کنیم و ماشین را روشن کنیم و برویم!»
مسعود عشقی
۰۴مهر
آقای شمع جلوی آینه ایستاد. نگاهی به مو های سیخونکی اش انداخت و با خودش گفت: آه، امروز عجب روز خوبی برای سوختن است! پس یک کبریت بی خطر برداشت و نخ بالای سرش را آتش زد تا به دنیا یادآوری کند که هیچ کبریتی بی خطر نیست!
آقای شمع ناگهان احساس کرد که سرش داغ شد، افکارش روشن شدند و همه جا را روشن دید. با خودش گفت: عجب دنیای روشن و تمیزی؛ چرا این کار را زودتر از اینها نکرده بودم؟، چرا همه ی این سالهای عمرم را در سردی و تاریکی سپری کرده بودم؟.  هنوز چند دقیقه ای از تجربه ی این گرمای مطبوع و روشنی بخش نگذشته بود که نگهان احساس کرد بخشی از داغ ترین سمت وجودش از کنار موهای سیخونکی و تابناگش به زمین چکید، به خاک افتاد و یخ زد. دید که دارد قطره قطره در حرارت این نور گرمی بخش ذوب می شود!
 آقای شمع با خودش فکر کرد که دو راه بیشتر ندارد؛ یا خودش را خاموش کند و بقیه عمر جاودانش را در تاریکی و سردی سپری کند، و یا روشن و گرم بماند و ادامه ی عمر کوتاهش را به آتش بکشد.
آقای شمع کمی فکر کرد و تصمیم گرفت موقتن هم که شده کمی خودش را خاموش کند تا بتواند سر فرصت برای ادامه ی زندگی اش تصمیم مناسب را بگیرد. او مقداری برای خاموش کردن خودش تلاش کرد و از آنجایی که شمع باهوشی بود، به بزرگترین کشف زندگی درخشانش رسید. اینکه؛ هیچ شمع روشنی قادر به خاموش کردن خودش نیست!
 بنا بر این آقای شمع تصمیم گرفت تا برود و دنیا را در روشنایی وجودش از نو ببیند. او می خواست همه چیز را روشن تر ببیند، دریا ها را، جنگل ها را، سگ ها و ینیفورم ها را، او دوست داشت مردم را دوباره ببیند، چهره هایشان را در درخشش نوری که به همراه داشت از نو نگاه کند؛ عمق روحشان را و برق چشمهایشان را. او می خواست زندگی را در روشنایی خودش تجربه کند.
آقای شمع به راه افتاد و رفت و رفت تا به یک ریاضیدان رسید. به ریاضیدان گفت که میخواهد تمام دنیا را از نو و در روشنی خودش ببیند.
ریاضیدان چیزی نگفت. تنها کورنومترش را به کار انداخت چند لحظه صبر کرد تا یک قطره ی گرم و درخشان از کنار  موهای آقای شمع به زمین افتاد. سپس دست به کار شد و یکبار آقای شمع و بار بعد قطره چکیده شده بر زمین را وزن کرد. بعد از آن این دو عدد را برهم تقسیم نمود و عدد بدست آمده را در عدد روی کورنومتر ضرب کرد. ریاضیدان نفس راحتی کشید و گفت: طبق محاسبات شما حدودن هفتاد و دو دقیقه و یارده ثانیه و دو دهم ثانیه عمر می کند. و مجددن طبق محاسبات و با توجه به سرعت نسبی تان، شما هرگز نمی توانید تمام آنچه می خواهید را در این مدت زمانی تجربه کنید.
 آقای شمع  در روشنایی و درخشش نورش نگاهی به چهره ریاضیدان انداخت و به روشنی دید که ریاضیدانان عجب موجودات مزخرفی هستند و با حساب کتاب هایشان چکونه سادگی و امید را تباه می کنند.
آقای شمع به ریاضیدان نزدیک شد و او را از ته دل بوسید و کنار گذاشت و ریاضیدان درجا آتش گرفت.
آقای شمع کورنومتر را برداشت و مدت زمان سوختن ریاضیدان را اندازه گرفت. سپس فاصله نسبی دو ریاضیدان از یکدیگر را بر سرعت نسبی خودش تقسیم کرد، عدد حاصل را با مدت زمان سوختن ریاضیدان جمع کرد و نتیجه را بر باقی مانده ی عمر خودش تقسیم نمود و از این طریق تعداد نسبی ریاصیدانانی که می توانست تا عمر دارد نابود کند بدست آورد. و به راه افتاد تا دخل هر چی ریاضیدان روی زمین هست را بیاورد.
 اما آقای شمع از یک چیز خبر نداشت! اینکه اکنون او خودش هم دیگر یک ریاضیدان بود!
مسعود عشقی
۰۱مهر
اصولا

      study = don't fail        
و
 don't study = fail

حالا اگر این دو جمله را با هم جمع کنیم داریم:

study +don't study = fail +don't fail


جالب بود نه پس تا بعد!!!
مسعود عشقی

ابزار وبمستر

ابزار وبمستر